ادبیات داستانی ایران که حدود صد سال از پیدایش آن می‌گذرد، غنای فراوانی یافته است و افق‌های نوینی را برای خود و کل ادبیات فارسی گشوده است. داستان‌نویسی نوین و شعر نو هر دو محصول ایران پس از مشروطیت هستند. داستان‌نویسی نوین نیز همانند شعر نو مراحل مختلفی را از سر گذرانده و دیدگاه‌های فکری گوناگونی را در خود پرورده است. نویسندگان خلاق با عقاید گوناگون هر کدام رمان‌هایی را با نظرگاه‌های خاص خود نوشته‌اند و هر یک مکتب ادبی خاصی را ساخته یا بسط و گسترش داده‌اند.

 

نقد ادبی نیز در این دوران پیشرفت‌های زیادی داشته است. نقد ادبی گرچه همپای داستان‌نویسی نو و شعر نو پیشرفت نکرده، اما منتقدین نیز در آثار خود مکاتب ادبی و دیدگاه‌های نویسندگان را معرفی کرده‌ و با شناساندن ارزش‌های ادبی موجود در آثار داستانی نوین ایران، به غنای این بخش از ادبیات کمک شایانی نموده‌اند.

 

اگرچه نقد ادبی را نمی‌توان به صورت دقیق یکی از شاخه‌های علوم انسانی محسوب کرد، اما از جنبه‌های مختلف می‌توان نشان داد که در نقد ادبی به طور عام و در نقد و تحلیل داستان و رمان به طور خاص نیز روش علمی تا حدود زیادی به‌کار گرفته می‌شود. با توجه به گستردگی و پیچدگی جهان رمان، منتقدان و تحلیل‌گران رمان و داستان، ابتدا مفاهیم و ساختارهای مشترک را در داستان‌های مختلف جستجو کرده‌اند، سپس فنون و شگردهای به کار رفته در داستان‌های مختلف را با هم مقایسه کرده و همچنین با بهره‌گیری از دستاوردهای برخی از علوم انسانی نظیر روانشناسی، مقولات مختلف مطرح شده در داستان‌ها را تعریف و نام‌گذاری کرده‌‌اند و به این صورت دست به طبقه‌بندی مقولات مختلف مطرح‌شده در داستان زده‌اند. طبقه‌بندی و نظم بخشیدن به پدیده‌ها و سپس بررسی مفاهیمی که از این راه منظم شده‌اند، یکی از ارکان اصلی بسیاری از علوم انسانی محسوب می‌شود. از راه طبقه‌بندی و تفکیک مفاهیم و رخدادهای مختلف است که دیدگاه‌های گوناگون پدید می‌آید. در مورد ادبیات داستانی، پرداختن به اثر از هر کدام از نظرگاه‌های نقد ادبی لایه‌های معنایی متفاوتی از از اثر ادبی را برای مخاطب بازشناسی و واکاوی خواهد کرد. با وجود این، نقد ادبی خود نمی‌تواند از ارزش‌های ادبی تهی باشد؛ زیرا از آن‌جا كه موضوع مورد بحث آن ادبیات است، مناسب‌تر آن است كه از زبان خشك علمی تا حدودی فاصله بگیرد. امروزه نقد ادبی، خود، بخشی از ادبیات محسوب می‌شود و شگردها و فنون خاص خود را دارد و دیدگاه‌های متنوعی را در بر می‌گیرد.

 

یکی از مهم‌ترین ارکان تحلیل ادبی، طبقه‌بندی شگردها و فنون بیان مفاهیم در آثار ادبی می‌باشد. در این دیدگاه، بر روی روش به‌کار رفته برای بیان مفاهیم و مقاصد مورد نظر و یا روش به‌کار رفته برای بیان ظرافت‌های ادبی تمرکز می‌شود. از طریق توجه به روش‌های مختلف بیان مفاهیم، مکتب‌ها و مرام‌های مختلف ادبی معرفی و ابداع می‌شود. با نامگذاری این روش‌ها تحت عناوین کلی می‌توان برای آثار ادبی مختلف، ابزارهایی مؤثر به‌کار برد و با اعمال دیدگاهی خاص به دنبال مؤلفه‌های مکتب ادبی در اثر مورد بررسی شد. در این پایان‌نامه همین مسیر دنبال شده است؛ به این معنا که با معرفی یکی از مهم‌ترین مکاتب ادبی و هنری جهان به دنبال مؤلفه‌های این سبک در یکی از آثار برجسته‌ی ادبیات داستانی ایران (عزاداران بیل) خواهیم رفت.

 

رئالیسم جادویی (magic realism) یکی از پربارترین و تأثیرگذارترین مکتب‌های داستان‌نویسی در اواخر قرن نوزدهم و قرن بیستم محسوب می‌شود. آثار ادبی بسیار سترگی در سبک رئالیسم جادویی در کشورهای مختلف جهان پدید آمده‌اند و هریک تأثیرات مهمی بر ادبیات جهان برجای گذاشته‌اند. رئالیسم جادویی یک مکتب هنری گسترده است و تنها به رمان محدود نمی‌شود. در عرصه‌ی هنر عمدتاً نقاشی و در ادبیات بیشتر رمان‌نویسی متأثر از این مکتب بوده‌اند. رئالیسم جادویی خود شاخه‌ای از یک مکتب فلسفی-هنری بزرگ‌تر؛ یعنی رئالیسم است. از این رو برای معرفی و شناسایی رئالیسم جادویی، لازم است قدری با رئالیسم آشنا شویم. به این مهم در فصل سوم 

خرید متن کامل این پایان نامه در سایت nefo.ir

  پرداخته شده است. در ایران رئالیسم جادویی مکتب ادبی شناخته‌شده‌ای است و آثار ادبی ارزشمندی در این سبک نوشته شده است.

 

دهه‌ی 1340 شمسی از دهه‌های درخشان در تاریخ داستان‌نویسی نوین ایران محسوب می‌شود. به اعتقاد بسیاری از منتقدان ادبی، در این دهه بهترین رمان‌های فارسی به رشته‌ی تحریر درآمده‌اند. این دوران، غنی‌ترین دوران داستان‌نویسی معاصر محسوب می‌شود. گرایش‌ها و مکاتب ادبی متفاوتی در این دوران در ایران سر برآورد و بالنده شد. حوادث سیاسی و تغییرات اجتماعی رخ‌داده در ایران بر فضای داستان‌نویسی کشور تأثیر عمیقی گذاشت. در این دوران نویسندگان خلاق و پرکار زیادی ظهور کردند که هریک از زاویه‌ی دید خاص خود، رمان‌هایی را نوشتند که جامعه و زندگی اجتماعی و فردی مردم روزگار خود را بازتاب می‌داد. رئالیسم جادویی نیز یکی از مکاتب ادبی بود که مورد توجه برخی نویسندگان آن دوره قرار گرفت و به تدریج جای خود را در آثار آنان باز کرد. غلامحسین ساعدی یکی از همین نویسندگان خلاق و پرتلاش بود. وی در بسیاری از آثار ادبی خود با توجه به شرایط اجتماعی آن روزگار و رشته‌ی تحصیلی خود (روان‌شناسی)، سبک رئالیسم جادویی را برای خلق آثارش برگزید که با این کار تأثیرگذاری آثارش بر مخاطب را بسیار بیشتر می‌کرد. در واقع رئالیسم جادویی برای وی و دیدگاه خاصی که دنبال می‌کرد، بهترین ابزار برای رسیدن به ساختارهای مورد نظرش بود. ساعدی و بزرگان دیگری چون “رضا براهنی”، “هوشنگ گلشیری” و … با خلق داستان‌هایی ارزشمند در سبک رئالیسم جادویی، این مکتب بزرگ ادبی را در ایران به نحو مؤثری بسط و غنا دادند.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

در این‌جا باید این نکته را یادآور شد که همه‌ی آثار ساعدی را نمی‌توان متأثر از سبک رئالیسم جادویی دانست. وی گونه‌های ادبی دیگری را نیز در كار‌های خود به‌کار بسته است. پژوهش در آثار ساعدی برای شناسایی دیگر مکاتب ادبی مورد استفاده‌ی وی می‌تواند موضوع پژوهش‌های ارزشمندی قرار گیرد.

 

این پایان‌نامه در پنج فصل و یك بخش كوتاه به ترتیب زیر تنظیم شده است:

 

 

 

 

 

فصل اول

 

 

 

كلیات

 

 

 

  • – بیان مسأله

آمریکای لاتین دارای آمیزه‌ای از فرهنگ‌های متفاوت بومی آمریکایی، اروپایی و آفریقایی است. این پشتوانه‌ی فرهنگی غنی همواره سبب خلق سبک‌های ادبی – هنری بوده است. یکی از این سبک‌های ادبی– هنری رئالیسم جادویی (Magic realism) است که به نام کشورهای جهان سوم و خصوصاً کشورهای آمریکای لاتین شناخته شده است.

 

رئالیسم جادویی از یک سو به دلیل بیان واقعیت‌های اجتماع با مکتب رئالیسم پیوند دارد و از جانب دیگر به دلیل به‌کارگیری پاره‌ای از عناصر غیرطبیعی به قصه‌ها و داستان‌های عامیانه شبیه است. رئالیسم جادویی در قصه آن است که تمام عناصر داستان طبیعی و واقعی باشد و تنها یک عنصر غیرطبیعی یا جادویی در ساختار قصه گنجانیده شده باشد و نویسنده‌ی رمان رئالیسم جادویی این عنصر غیرطبیعی و شگفت‌انگیز را آنقدر عادی در اثر خود جای دهد که نیازی به شرح و تفسیر احساس نشود و از آن‌جا که عناصر شگفت‌انگیز معمولاً ریشه در اسطوره‌ها و عقاید خاص مردم هر منطقه دارد، مخاطب این عناصر غیرواقعی را درک می‌کند.

 

یکی از نمونه‌های فارسی رئالیسم جادویی، مجموعه داستان “عزاداران بیل”  اثر غلامحسین ساعدی است. در این پژوهش، ما برآنیم که عناصر رئالیسم جادویی را که عبارتند از: تخیل، شگفتی، غلو و مبالغه، با به‌کارگیری شیوه‌های علمی دقیق و جزیی برای بیان رویدادهای غیرواقعی در مجموعه داستان عزاداران بیل، مشخص و تحلیل نماییم، با این هدف که ابعاد این مکتب ادبی را در یکی از مجموعه داستان‌های فارسی به نمایش بگذاریم و نشان دهیم که عناصر جادویی که به نظر انسان متمدن امروزی، خرافه به نظر می‌رسد، بخش عمده‌ای از زندگی مردم ساکن بیل را تشکیل می‌دهد که سبب بروز ویژگی‌های خاصی در کردار شخصیت‌های داستان است و شیوه‌ی معیشت مردم این روستا ناشی از همین باورهای خرافه است.

 

 

 

 

 

1-2- سوابق مربوط

 

در رابطه با نویسنده‌ی مجموعه داستان عزاداران بیل؛ یعنی غلامحسین ساعدی، کتاب‌های متعددی نوشته شده است، از جمله: “نقد و تحلیل و گزیده داستان‌های غلامحسین ساعدی” اثر روح‌الله مهدی‌پور عمرانی و “شناختنامه ساعدی” اثر جواد مجابی. اما در مورد موضوع تحلیل؛ عزاداران بیل براساس مکتب رئالیسم جادویی اثر مستقلی دیده نشد.

 

  • – فرضیه ها

تخیل، عوامل شگفت‌انگیز، مبالغه و بیان دقیق و جزیی عوامل غیرواقعی نمودهای رئالیسم جادویی در مجموعه داستان عزاداران بیل است.

 

خرافه یکی از اصلی‌ترین مسائل جامعه روستایی بیل است.

 

 

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...